6/19/2007



این آلمانی ها اصولا موجوادتی هستند که باید اول کشفشون کرد... مثلا بد و بیراه هایی که به هم بار می کنند کلی مایه خنده است... حالا منظورم فحش اساسی آبدار نیست ها... همینجوری بد و بیراه دوستانه...
مثلا می گن فلانی مثل گوجه فرنگی بی وفاست!‌یا مثل نون احمقه یا مثل جوراب تنبله.
یا وقتی می خوان بگن طرف چرتش پاره شد یا توی حالش خورد می گن از جورابش افتاد پایین... خلاصه من که هر از گاهی فقط می خندم به این جور اصطلاحاتشون.

11:43 PM نوشا   -   0 نظر

 

6/14/2007



الان خبر شدم که مامان بابا برای یک ماه میان اینجا... خیلی خوشحالم. نینوچکا می گه دیگه می تونی همه چیزهایی که دو سه ساله توی ذهنت حک شده را بهشون نشون بدی. نمی دونم که عکس العمل شون در مقابل محیط جدید چیه.
ولی حتما خیلی با مزه می شه. مخصوصا دیدار با خانواده سیتا. دیشب داشتم به نینوچکا می گفتم مکالمه بابا و مامان با آلمانیا حتما خیلی هم سخته. مخصوصا که آلمانیا خیلی رک هستن. تعارف و این جور چیزا که خوب ندارند. گفتم ببین مامان میاد یک ساعت خوش و بش می کنه: ٬سلام خانم ... حال شما مشتاق دیدار. ما ذکر خیر شما رو که خیلی شنیده بودیم حالا هم شرمنده باعث زحمتتون شدیم. زحمت خوش داشتین؟ وظیفه ما بوده شما رو دعوت کنیم اما دیگه ... ٬ خلاصه حرفش که تمام شد من باید ترجمه کنم مامانم گفتند سلام

11:03 AM نوشا   -   0 نظر

 

6/10/2007



اجلاس سران g8 هم به پایان رسید.
چیزی که جالب بود برخورد حکومت بود با جمعیت تظاهرکننده. روز اول همه چیز تحت کنترل بود. تعداد پلیسها بیشتر بود از تعداد تظاهر کنندگان. قکر می کردی که مسابقه فوتباله. روز دوم یک گروه سیاه پوش آمدند که یک جورهایی آدمو یادانصار حزب الله می انداخت. شورش و سنگ انداختن به پلیس و آتش زدن ماشین و این جور خودنمایی ها. خلاصه یک روز تمام شهر را شلوغ کردند. کلیاتی هم پلیس ها بودند که توی درگیری زخمی شدند. اما روز بعد بر خلاف چیزی که ذهن ایرانی بهش عادت داره تظاهرات از سر گرفته شد و جمعیت مردم حتی بیشتر هم شد که کمتر نشد. پلیس هم بیشتر فوکوس کرد روی جماعت خشونت طلب. روز آخر توی تلویزیون دیدم که هربرت گرون مایر اون وسط کنسرت گذاشته و بر علیه تبعیض و این مقولات آواز می خونه. آواز خوند و برای مردم حرف زد و ملت هم که کف کرده بودند. آخرش هم همه سرخوش و خندان برگشتند خونه هاشون. حالا هم هم محبوبیتش بیشتر شده و هم دولت سپاسگذارشه که یک کاری کرده که ملت خاطره خوش داشته باشند از این گردهمایی... داشتم فکر می کردم که چقدر طول می کشه تا توی ایران هم بتونیم چنین اتفاقاتی رو تجربه کنیم.

3:35 PM نوشا   -   0 نظر

 






نینوچکا صبورترین دوست من در تمام روزهای خوش خلقی و بد خلقی است. امان از وقتیکه او هم حالش گرفته باشه...

آدرس
خانه
تماس
فید خوان


این ها سایتهایی هستند که معمولا مرتب بهشون سر می زنم... بعضی هاشون را واقعا دوست دارم و هر بار روحم تازه می شه از خوندن نوشته های جدیدشون... بعضی ها هم کلا طاقت فرساست خوندن نوشته هاشون اما باید!!.




آرشیو
January 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009