مشغله کریسمسی
رسما چهار روز دیگه تا کریسمس مونده. مهمونهای ما 3 روز دیگه یعنی روز دوشنبه میان. شنبه و یکشنبه را وقت داریم برای کلی کار نکرده.
برای اینکه خیلی خل نشم و هی از این کار به اون کار نپرم کارهای باقیمانده را لیست کرده ام روی کاغذهای کوچک و با آهنربا زده ام به یخچال. اول دو تا کاغذ بودن که ریز ریز توشون نوشته بود چه کارهایی مونده اند. الان شده اند شیش تا. بعضی کارها تیک خورده اند بعضی ها هنوز نه. چیزهایی که تیک خورده اند از قبیل خرید درخت کریسمس، تمیز کردن دستگاه اتومات قهوه، تمیز کردن سطلهای آشغال، عوض کردن آب آکواریوم، تمیز کردن هود آشپزخانه... چیزهایی که مانده اند از قبیل تمیز کردن حمام و دستشویی، تی کشیدن، کادو کردن کادوهای کریسمس، سرهم کردن آشپزخانه چوبی دخترک جوری که نفهمه و نبینه، سفارش گوشت برای غذای کریسمس، و از همه مهمتر تعیین برنامه غذای کریسمس.
تعیین برنامه غذای کریسمس کار پیچیده ای از آب در اومده. از بدیها یا خوبی های زندگی با مرد امروزی این هست که برای برنامه غذا باید نظر اون را هم لحاظ کنی. یعنی هم خود غذا پختن و هم سوال چه چیزی را پختن، چیزی نیست که فقط در مغز خانم خانه بچرخه، بلکه باید در جلسه خانوادگی مطرح شده و به بحث گذاشته بشه. از مشکلات دموکراسی هم اینکه باید اینقدر بحث کنی تا به یک نتیجه ای برسی. نمی شه همینجوری برا خودت شب بخوابی صبح پا بشی بگی ته چین درست می کنم دیگه حرف هم نباشه.
یکی دیگه از مشکلات اینه که تو این مملکت هر کسی بدون رحم و مروت نظر دقیقش را در مورد غذا و علایقش بیان می کنه. یعنی معمولا بعد از دو سه جلسه که با کسی شام و ناهار خوردی می دونی دقیق که چی دوست داره چی دوست نداره. من توی تمام عمرم با این همه فامیل ایرانی در مورد هیچ کدومشون یعنی حتی در مورد مامان و بابای خودم نمی دونم چی دوست دارن چی ندارن. اما در مورد فک و فامیل سیتا تک به تکشون را می دونم که فلانی ماهی دوست نداره، اون یکی ماست دوست نداره، یکی زیتون و بادمجون دوست نداره، یکی دیگه غذاهای چینی و هندی دوست نداره.
بعد اگه سلیقه همه این آدمها را بخوای لحاظ کنی می بینی که به قول سیتا بهتره بریم از سر کوچه کباب ترکی بخریم بهشون بدیم بخورن که همه راضی باشن. خلاصه هنوز موندیم توی اینکه شبهای کریسمس چی درست کنیم.
9:39 PM نوشا
-
0 نظر