چهار از سی - دو زبانه
مامان بابای سیتا اینجا بودن. مامان سیتا گفت دلم می خواد ببینم دخترمون چه شعر جدیدی یاد گرفته توی مهدکودک. ازش خواستم که برای اوما (مامان بزرگ به آلمانی) یک شعر بخونه... شروع کرد تند و تند به فارسی توپ سفیدم قشنگی و نازی را خوند و مامان بزرگه مونده بود که این چیه این می خونه... گفتم یک شعر به فارسیه اما خودم هم مونده بودم که چرا داره به فارسی می خونه چون معمولا می دونه که با مامان بزرگ بابابزرگ آلمانیش باید آلمانی حرف بزنه یعنی اتوماتیک سوییچ می کنه خودش... همینجوری تا مامان بزرگه تو کف بود و من هم در تعجب بودم شعر اولش تمام شده بود دنبالش پاییزه پاییزه را شروع کرد به خوندن...
یکهو یادم اومد که علتش این بود که من به فارسی ازش خواستم که شعر بخونه و اونهم وقتی ازش چیزی را به فارسی می خوام به فارسی جواب می ده. به سیتا گفتم تو ازش بخواه بخونه یه چیزی... سیتا ازش (طبیعتا به آلمانی) پرسید گفت یک شعر برای اوما می خونی؟ شروع کرد یک شعر دیگه به آلمانی به خوندن...
دو زبانه بودن تا حالا خیلی خوب جواب داده. یک دلیلش هم ظاهرا این هست که من فقط فارسی و سیتا فقط آلمانی با بر و بچ حرف می زنیم. من هم که فارسی حرف می زنم همه جا فارسی حرف می زنم. توی مهد یا وقتی که مهمون آلمانی داریم یا وقتی خونه مامان بابای سیتا هستیم. اینجوری توی تمام موقعیت های جدید کلمات و جملات جدید را یاد می گیره. تا وقتی که حوصله و تمرکز داشته باشم وقتی باهام آلمانی حرف بزنه خودم را می زنم به نفهمی و چند بار می پرسم چی گفتی؟ معمولا بار دوم سوم می فهمه که باید فارسی بگه... یا ازش می خوام که به فارسی بهم بگه که بفهمم.
اینجا یک مشکلی که دارم اینکه کتاب فارسی برای بچه های زیر سه سال برای روخوانی خیلی کم پیدا کردم. اکثرا کتابها مال 5 -6 سال به بالا هستن. اگه کسی اینجا را می خونه و بچه دوزبانه داره شاید بتونه کمک کنه اولا آیا کتابهای خوبی برای بچه زیر سه سال می شناسید به فارسی برای روخوانی؟ و دیگه اینکه کتابهای زبان اصلی را برای بچه هاتون به فارسی ترجمه می کنید یا همونطور زبان اصلی می خونید؟ اگر ترجمه می کنید ترجمه فی البداهه می کنید (در واقع داستان را تعریف می کنید) یا واقعا یک گوشه کتاب ترجمه را می نویسید و همیشه از روش می خونید؟
12:22 PM نوشا
-
7 نظر