بیست و چهار از سی - نسبیت پیری
توی مطب دکتر اطفال بودم. دکتر رفته بود و اسیستانش داشت جمع و جور می کرد، پرونده را می نوشت و با بچه جان بازی می کرد. این اسیستانه یک خانم بلوند میونه سالی هست. خوش برخورد و خوش اخلاقه. ولی کفر آدمو در میاره موقع شرح حال گرفتن. این دکتره باید قبلش زنگ بزنی و برای اسیستانش توضیح بدی که مشکلت چیه و اونم بر حسب اورژانسی بودن قضیه وقت می ده. خیلی وقتها همین خانمه خودش طبابت می کنه که مثلا این که شما می گید که ویروسیه و کاریش نمی شه کرد یا فلان چیزو از داروخونه بگیرید بدید خوب می شه... خلاصه جوریه که خیلی وقتها برای اینکه از سدش گذر کنم و بتونم برای دکتر وقت بگیرم باید حسابی غلو کنم.
این بار حرف به حرف شد و داشت می گفت یک موقعی بچه ها بزرگتر می شن و دیگه همه چی خیلی بهتر می شه. مثلا باهاشون می تونی بری شاپینگ. می گفت یه موقعی دیگه بچه ها نمی خوان دوچرخه سواری کنن و از چیزهای دیگه ای لذت می برن، اونوقت باهاشون می تونی بری مسافرت و خوش بگذره بهت واقعا.
می دونستم که دو تا دختر داره. توی ذهنم داشتم فکر می کردم با دخترای مثلا ۱۰- ۱۲ ساله می شه رفت شاپینگ؟
ادامه داد که دختراش حالا ۳۵ سال و ۳۷ ساله هستن. من داشتم شاخ در می آوردم اصلا بهش نمی اومد که بچه ۳۷ ساله داشته باشه. پرسیدم که حتما خیلی زود بچه دار شده... گفت نه اتفاقا. بعدش گفت که ۶۰ سالشه. من واقعا مات مونده بودم از اینکه این زنی که اینقدر سرحال و سرزنده و خوش اندام و فیت جلوی روم وایستاده ۶۰ سالشه. گفت که همیشه کار کرده و کلا هم خیلی ورزش می کنه. دوچرخه سواری می ره و شنا و ...
اینجا اینقدر بر می خورم به آدمهایی که بالای ۶۰-۷۰ سال سن دارن و اونقدر فیت هستن که باورم نمی شه. اکثرشون ازشون که می پرسم می بینم خیلی اهل ورزش هستن. خیلی براشون مهمه که هفته ای چند بار برای سلامتی شون کاری بکنن. اکثرا دوچرخه سواری و شنا یا رقص توی برنامه هفتگی شون هست.
خیلی وقتها حتی با مامان بابای سیتا که حرف می زنم از خودم خجالت می کشم. می بینم اینها با سن و سال حدود ۷۰ سال هفته ای دو بار ورزش و رقص می رن، خیلی از مسیرها را با دوچرخه می رن، هر روز پیاده روی می رن... برای همین هم اصلا نه کمردرد و نه پادرد و نه هیچ درد و مرضی کلا ندارن اگه چشمشون نزنم.
کلا نسل مامان بزرگهای اینجا را با مامان بزرگهای خودمون که مقایسه می کنم همیشه یک علامت سوال تو ذهنم می مونه که چرا مامان بزرگ بابابزرگهای ما از نگاه ما اینقدر پیر و از کار افتاده بودن و چرا مامان بزرگ بابا بزرگهای اینجا اینقدر اکتیو هستن؟
8:58 PM نوشا
-
3 نظر