چهارده از سی - تصمیم کبری
امروز یکشنبه 17 نوامبر. جشن کریسمس 25 دسامبر شروع می شه یعنی به عبارتی یک ماه و اندی دیگه. مادرشوهر در هفته گذشته دو سه تا ایمیل خیلی محتاطانه فرستاده که آخرینش دیگه التماس آمیز بود که ازمون خواسته بود بهشون بگیم که برای کریسمس بچه ها چه کادویی در نظرمون هست که اونها برای بچه ها تهیه کنن. من بهشون قول دادم که تا یکشنبه با سیتا تصمیم می گیریم که بچه ها باید چی ها کادو بگیرن برای کریسمس و بهشون خبر می دیم.
خوب این کلا رسم آلمانهاست که قبل از اینکه برای کسی کادو تهیه کنن ازش می پرسن که چیز خاصی در نظرش هست یا مورد نیازش هست یا نه. من اولها خیلی سختم بود برای خودم که بگم فلان چیز یا بهمان چیز... بعد دیگه عادت کردم، یعنی دیدم وقتی نمی گم بهشون که چی مورد احتیاجم هست خیلی خودشون مردد هستن و سخته براشون. اکثرا هم اینجوری بود که مامان سیتا از سیتا می پرسید که نوشا چی احتیاج داره و سیتا از من می پرسید.
برای بچه ها خوب همیشه چیز خریدن خیلی راحت تر هست و آدم خیلی هم بیشتر ایده داره. فقط باید ایده ها در جلسه خانواده شمعدانی مطرح بشه. مثلا امسال توی فکر بودم که برای دخترک برای کریسمس یک آشپزخانه چوبی بگیریم. این ایده ای بود که اول فکر کرده بودم که لازم نیست چون توی مهدکودک دارن و خیلی باهاش بازی می کنن اما چند وقته که می بینم هربار توی مهد برش می دارم یک پیش بند بسته و داره آشپزی می کنه... اینه که گفتم شاید خیلی هم ایده بدی نباشه. بدیش این هست که جاگیره و چون بچه توی این سن هم خیلی نمی ره توی اتاق خودش تنهایی بازی کنه دوباره یک اسباب بازی خیلی بزرگ به آشپزخونه یا هال اضافه می شه که به نامرتب موندن خونه باز هم اضافه می کنه.
از طرف دیگه چیزی هست که می شه خیلی باهاش بازی کرد و مطمینم که ساعتهای زیادی از وقت دخترک و بعدها پسرک را به خودش اختصاص می ده.
9:16 PM نوشا
-
0 نظر