زبان دوم
۸ سال پیش بود. با سیتا توی رستوران نشسته بودیم و منوی غذا را زیر و رو می کردیم. یک چیزی انتخاب کردم و گفتم Ich will nummer 80. به نظر خودم گفته بودم من غذای شماره ۸۰ را می خوام. سیتا با لبخند گشادی توی صورتش گفت Du willst nicht! Du möchtest! Kindern muss man auch immer sagen. فعل اشتباه انتخاب کرده بودم برای گفتن خواسته ام. سیتا برام بیشتر توضیح داد که will برای بیان اراده به کار می ره و möchte برای بیان میل. گفت تو میل داری فلان غذا را بخوری و نه اینکه اراده کردی فلان غذا را بخوری. از همه بامزه تر این بود که گفت این اشتباهیه که بچه ها هم همیشه می کنن.
این روزها هربار که سیتا، دخترک را اصلاح می کنه یاد روزهای ۸ سال گذشته می افتم. به سیتا می گم در مورد اکثر این جملات و فعلها یادم میاد که تو همین چند وقت پیش منو اصلاح می کردی.
خیلی وقتها نگاه دخترک آشناست برام. وقتی چیزی می خواد بگه و مکث می کنه می دونم که داره دنبال کلمه می گرده. وقتی جمله را می چرخونه و سعی می کنه با همون کلماتی که بلده منظورش را برسونه، یاد همین چند وقت پیش های خودم می افتم. وقتی جمله جدیدی می شنوه و زیر لب تکرار می کنه، می دونم که داره جمله را حفظ می کنه و به زودی تکرارش را ازش می شنویم.
11:44 AM نوشا
-
0 نظر