روز پدر آلمانی
دو سه روز پیش که روز پدر ایرانی بود صبحش از برادر کوچیکه هم sms تقلب گرفتم که امروز روز پدره یادت نره بزنگی. زنگ که زدم بابا گفت به سیتا هم از قول ما تبریک بگو روز پدر را. یادم افتاد به روز پدر آلمانی...
روز پدر آلمانی اینجا یکی دو هفته پیش بود. آلمانها کلا روز پدر را به عنوان ٬روز پدر٬ خیلی مقدس نمی دونن. مثلا بابای سیتا هیچ وقت دوست نداشته که روز پدر را بهش تبریک بگن و خیلی باباهای دیگه هم همینطور... ولی روز مادر را جدی می گیرن و معمولا کادو یا گل می گیرن.
روز پدر اینجا که بود، رفته بودیم کنار دریاچه ولایتمون قدم بزنیم، که دیدیم چه غوغاییه و جای پارک گیر نمی یاد و اینجور صحبتها. یکی دو کیلومتر بالاتر پارک کردیم و پیاده راه افتادیم به سمت دریاچه. هر چند قدم یک بار مواجه می شدیم با اکیپ های مردونه که یک گاری دنبال خودشون می کشیدن که توش پر از آبجو و شامپاین و اینها بود. هر از گاهی هم می دیدی که یکی شون آبجو خیلی بهش فشار آورده وایستاده زیر یک درخت گلاب به روتون داره آبیاری می کنه.
من فکر کردم که شاید از این مسابقات آبجو خوری اینها هست که هر از گاهی برگزار می شه. تو فکر بودم که سیتا گفت واقعا حال بهم زن هستن اینا... شما هم روز پدرتون اینجوری برگزار می شه؟ گفتم اااا... اینا یعنی الان اومدن روز پدر را جشن بگیرن؟ یادم اومد که سیتا قبلا گفته بود که توی آلمان قبلاها روز پدر مردا می رفتن دور هم جمع می شدن یا یک جایی چادر می زدن و بساط کباب و آبجو و آخرش هم معمولا مست و پاتیل برمی گشتن خونه. اما نمی دونستم که هنوز هم اینهمه کسانی هستن که به این شدت روز پدر را ٬جشن٬ می گیرن.
1:24 PM نوشا
-
0 نظر