اخطار: چندش
فکر کنم سوم راهنمایی اینها بودیم توی مدرسه کذایی. برخلاف معمول که معلمها خیلی شیک و پیک و با کلاس و دوست داشتنی بودن یک معلم فیزیک برامون آمده بود که آخر چندش بود. اسمش را یادم نیست. اصلا یادم نیست که تا آخر سال با ما دوام آورد یا اونقدر حالش را گرفتیم که دمش را گذاشت روی کولش و رفت.
سوم راهنمایی از اون سالهایی بود که ما لیم و لوس و ننر بودیم. این خانمه یادمه تکیه کلامش ٬چیز٬ بود. ما هم که بی معنی بودیم هر بار که کسی ٬چیز٬ می گفت پقی می خندیدیم. خلاصه کلاس این بابا همیشه روی هوا بود از بسکه این چیزچیز می کرد و ما هرهر می خندیدیم.
این خانمه مشکل اصلی ای که داشت این بود که عرق می کرد به صورت شرشر، بعد روی مانتوش زیر بغلش شوره می زد تا تقریبا نزدیکهای آرنجش. الان فکر می کنم شاید مشکل هورمونی چیزی داشت. از طرف دیگه فکر کنم بچه شیر می داد، یک دفعه روی سینه اش خیس می شد و اونهم می ماسید به مانتوش. حالا گچی کردن سر و برش به کنار.
الان تو این چند ماهه که بچه شیر می دم روزی نیست که به فکرش نیفتم. فکر می کنم کسی بالاخره به این زن تحصیل کرده این مملکت گفت که چیکار کنه که اینقدر چندش نباشه وضعیت ظاهریش؟ که مثلا چکار کنه که کمتر عرق کنه یا چکار کنه که شیر پس نده به مانتو و لباسش؟
بعد گفتم اینجا بنویسم شاید از کله ام بره بیرون دیگه بهش فکر نکنم. آخه خاطره دل انگیزی نیست که... خلاصه ببخشید شما را هم چندش کردیم.
9:52 AM نوشا
-
2 نظر