۲۰۱۱
صدای ترقه های سال نو امروز هم ادامه داره. آدم را به یاد ۴شنبه سوری می اندازه.
توی تعطیلات بین کریسمس و سال نو به خاطر سرماخوردگی سیتا یک جورایی خانه نشین شدیم و من طبیعتا مقادیر زیادی وبلاگ خوندم و هرچند که معمولا حوصله دامن زدن به گیس کشی های وبلاگی را ندارم، اما امان از بی کاری.
بحث این روزهای وبلاگستان بحث رفتن از ایران و یا ماندن در ایران، و جشن گرفتن یا نگرفتن کریسمس و سال نو با خارجی ها، و تبریک گفتن یا نگفتن سال نو هست. در مورد بحث اول همچنان حوصله وارد شدن به گیس کشی های وبلاگی را ندارم. در مورد بحث دوم فکر می کنم همیشه خوبه که آدم به قضایا از دید مثبت نگاه کنه. من اگر اینجا هستم به دور از فرهنگ و آداب و رسوم خودم چرا نباید با این ملت جشن شان را جشن بگیرم و علاوه بر اون جشن خودم را هم جشن بگیرم؟ چرا باید انتخاب کنم؟ چرا روز سال تحویل میلادی بنشینم توی خانه خودم و عزا بگیرم که چرا نوروز نیست و چرا مردم اینجا نوروز را جشن نمی گیرند؟
خلاصه من که تحویل سال ۲۰۱۱ را جشن گرفتم و امیدوارم سال ۲۰۱۱ برای ما و همه شما سال خوبی باشه. ۳ ماه دیگه هم نوروز را جشن می گیرم و باز هم امیدوارم که برای همه سال خوبی باشه.
قسمت آخر روزمره های کریسمسی مونده توی آرشیو که باید به زودی دستی به سروگوشش بکشم و آپلود کنم. تا اونموقع خوش باشید و شاد باشید و شنگول.
6:52 PM نوشا
-
2 نظر