ویشتلن
یک ماه پیش ایمیل آمده بود از یکی از دوستان آلمانی ام برای دعوت به صبحانه کریسمسی برای روز یکشنبه گذشته. توی ایمیل علاوه بر دعوت به صبحانه پرسیده بود که آیا دوست داریم که ویشتلن هم بکنیم یا نه؟
طبیعتا اولین کاری که آدم می کنه اینه که توی ویکیپدیا نگاه می کنه که ویشتلن (wichteln) چی هست. اطلاعاتی که به دست می یاری از این قراره:
این رسم مشابه secret santa آمریکایی ها هست و معمولا بین دوستان، همکارها، و همکلاسی ها انجام می شه. از اونجایی که کل قشنگی کریسمس به هدیه ها هست، در این روز دوستان که دور هم جمع می شوند همه به هم هدیه می دهند البته با یک رَوَند غیر معمول.
روند معمول این هست که تو یک یا چند هدیه در نظر داری که معمولا قبل از کریسمس اعلام می کنی و یکی از اون هدایا را بدست می آوری.
روند ویشتلن اینطوری هست که توسط دعوت کننده معمولا یک موضوع تعیین می شه مثلا کتاب، یا لباس یا چیزی از این قبیل، و هر کسی یک کادو با خودش میاره. بعد توی مهمونی، صاحبخانه به هر کسی یک شماره می ده و با اعلام هر شماره اون نفر می تونه یکی از کادوها را به صورت تصادفی انتخاب کنه. تنها شرط هم این هست که تو اجازه نداری کادویی که خودت آوردی را انتخاب کنی. این در واقع یک جورایی مدل کریسمسی سواپ هست.
حالا این دوست من چند روز پیش اعلام کرد که از اونجایی که اکثریت با ویشتلن موافق بودن من پیشنهاد می کنم که موضوع ما Schrottwichteln باشه. Schrott کلا یعنی چیز بنجل و به درد نخور. نوشته بود لطفا هر کسی یک چیز Schrott به سلیقه خودش را خیلی قشنگ کادو کنه و بیاره. اینجوری می شه که هر کسی یک چیز بنجل که توی خونه داره و نمی خواد ببیندش را کادو می کنه و میاره. حسنش این هست که چیزی که به نظر تو بیخود می یاد ممکنه که به نظر کس دیگه ای واقعا خوب بیاد و دوست داشته باشه.
دیروز ما اونجا بودیم. کلا مراسم بامزه ای بود. ملت فجیع ترین کادوهایی که به عمرشون توی کریسمس یا برای تولدشون یا هرچی گرفته بودن را کادو کرده بودن آورده بودن و ما هم طبیعتا به همچنین. مثلا یکی یک خروس پلاستیکی بوق بوقی آورده بود که نصیب یک آقای سبیل کلفت شد. یکی دیگه یک جاشمعی خیلی جوات آورده بود و ... کلا خیلی پایه خنده بود.
ما که از شر یکی دو تا چیز تزئینی که خیلی باب میلمون نبود راحت شدیم و به جاش یک سری خزعبلات جدید کادو گرفتیم که باید بگذاریم برای ویشتلن سال بعد. :D
پس نوشت: طبیعتا در اون مجلس هم مثل ۹۹ مجلس دیگه یک نفر پیدا شد که سرش درد می کرد برای بحثهایی از قبیل وضعیت ایران، وضعیت خاورمیانه، رفسنجانی، رانندگی در ایران، اقتصاد ایران، نقش س.پ.ا.ه در سیستم قدرت در ایران و ... من بعضی وقتها با خودم فکر می کنم چه دلیلی داره که یک نفر آلمانی اینهمه چیز در مورد ایران بدونه؟! بعد باهاشون که حرف می زنی می بینی فقط هم ایران نیست که مورد توجهشونه ها! پاکستان، هند، بنگلادش، مراکش... همه جا! یعنی اینجا به آدمهایی بر می خوری که تاریخ معاصر کل کره زمین را حفظ هستن!
7:16 PM نوشا
-
3 نظر