عروسی آلمانی
فصل عروسی در آلمان تقریبا به پایان رسیده و فکر کردم شاید بد نباشه از اونجایی که در این تابستون به دو سه تا عروسی دعوت بودیم خلاصه ای از تجربیاتم را براتون بنویسم.
کلیسا:
مراسم کلیسا کلا همیشه طرفهای ظهر هست. مثلا ساعت یک بعد از ظهر. البته زوجهای زیادی هستن که قید مراسم کلیسا را می زنن و فقط در شهرداری ازدواجشون را ثبت می کنن.
عروس وارد می شه با همون آهنگ ارگی که از همه فیلمها می شناسی. داماد اون جلو منتظر عروس ایستاده... تا اینجاش عین توی فیلمهاست. چیزی که توی فیلم نمی بینی اینه که این تازه اول کاره. مراسم عقد کلیسایی حدود دوساعت کامل طول می کشه و به نظر من در همون حد جوشن کبیر خوندن کسل کننده است.
اول کشیش یک کمی نطق می کنه و در مورد آفرینش و زن و مرد و ازدواج و اینها حرف می زنه. طبیعتا با لحن یکنواخت کشیشی.
بعد یک نفر ارگ می زنه با یک ملودی آشنای یکنواخت و همه با هم آواز می خونن. آوازها خوب همه در واقع دعا هستن که به صورت آواز خوانده می شوند.
بعد دوباره کشیش یک کمی حرف می زنه در مورد ازدواج و اینکه چرا باید ازدواج کرد و حالا چرا این دو تا آدمی که اینجا هستن می خوان ازدواج کنن و ...
بعد دوباره ارگ کلیسا و آواز بعدی.
بعد آخرش کشیش رضایت می ده و مراسم عقد را جاری می کنه و عروس و داماد حلقه ها را دست می کنند و بوس لبی و کف زدن حضار.
بعدش دوباره کشیش یک خطبه ای می خونه و بعد دوباره ارگ و... خلاصه در کل خسته کننده است.
حلقه:
آلمانها فکر می کنم یکی از معدود ملتهایی هستن که حلقه را دست راستشون می کنن. من اون اولی که اومده بودم تو کف بودم که اینهمه مرد خوشگل و خوش تیپ چطوریه که هنوز مزدوج نیستن و چرا همشون یک حلقه توی اون یکی دستشون هست. خودشون معتقدند که برای نامزدی حلقه دست چپه و موقع عروسی از دست چپ در میارن می کنن دست راست. من معتقدم که چرند می گن چون اصولا حلقه ها را برای عروسی تازه سفارش می دن. اما ممکنه که در دوران عتیق این مدلی بوده باشه.
کیک و تنبان:
بعد از کلیسا ساعت حدود ۳ یا ۴ بعد از ظهره و معمولا کیک عروسی بریده می شه و کیک و قهوه سرو می شه. در مورد کیک تا جایی که من تا حالا دیدم آلمانها رسم ندارند کیک دهان هم بگذارند. اما کیک بریدن اینجا نکته داره. نکته هم اینه که موقع بریدن کیک مهم اینه که دست کی، بالای دست اون یکیه. کسی که دستش بالاتر باشه یعنی به قول آلمانها تنبون پاشه و مرد خونه است.
در یکی از عروسی هایی که ما حاضر و ناظرش بودیم عروس و داماد اول کمی کلنجار رفتن و آخرش عروس قبول کرد که چاقو را دستش بگیره و دست شوهرش روی دستش باشه. اما عروس در لحظه آخر زرنگی کرد و اون یکی دستش را گذاشت روی دست شوهره و بدین ترتیب مشخص شد که کی حرف آخر رو می زنه.
کادو:
یکی از معضلات عروسی رفتن اینجا کادوی عروسی هست. یعنی ایران از این نظر راحتی که باید تصمیم بگیری چقدر می خواهی خرج کنی و به نسبت اون سکه یا ربع سکه یا مثل خودمون اصفهانیا اسکناس یا تراول چک را می گذاری توی یک پاکت نامه با خودکار بیک روش می نویسی از طرف کدوم شخصیت و تقدیم حضور می کنی.
اینجا اما معمولا کادوها یک جوری شخصی تر باید باشند. یعنی حتی وقتی از قبل گفته باشن لطفا فقط پول، باز هم می بینی مردم همین پول خالی را اونقدر تزئین کرده اند و به مدلهای مختلف درآورده اند که معمولا نصف یک اتاق برای کادوها گرفته می شه.
کادوها را هم همون موقع باز نمی کنند و خلاصه هرکی کادو گذاشته با رقص روش و اینا ندارن. معمولا عروس و داماد چند روز بعد از عروسی سر فرصت می نشینند از کادوها عکس می گیرند و باز می کنند و بعدتر ها برای تمام کسانی که کادو گذاشته اند کارت تشکر می فرستند (معمولا به صورت دست نویس برای اینکه خیلی شخصی باشه).
یکی از رسومات قدیمی کادوی عروسی اینجا این هست که عروس و داماد برای زندگی مشترکشون یک سرویس غذاخوری خیلی شاهانه انتخاب می کنند و به یک فروشگاه سفارش می دهند که برایشان یک میز عروس و داماد بچینه با اون سرویسی که می خواهند بخرند. بعد به دوستان و فک فامیل خبر می دهند که فلان جا می تونید خرید کنید.
در دنیای مدرن که همه مدعوین از ده بالا نمی یان و هر کدام از شهر و دیار دیگه ای می یان مدل مدرن قضیه به این صورت درآمده که فروشگاه مورد نظریک وبسایت درست می کنه با لیست کادوهای مورد نظر عروس و داماد، طبیعتا با قیمت و تعداد مورد نیاز از هر کدام. مثلا چنگال به قیمت دانه ای ۲۷ یورو و تعداد مورد نظر ۱۲. بشقاب سوپخوری به قیمت دانه ای ۳۵ یورو و تعداد مورد نظر ۱۲. بدین ترتیب شما می تونید مثلا ۶ تا چنگال سفارش بدید به قیمت ۱۶۲ یورو! یا ۱۲ بشقاب سوپخوری به قیمت خدا تومن...
6:30 PM نوشا
-
13 نظر