اخلاقیات
همسایه ها
من و بهاره و خیلی های دیگه (شامل اکثریتی از آلمانی ها و هلندی ها) دلمون می خواست آلمان توی بازی نیمه نهایی ببره که بتونه توی بازی فینال جلوی هلند بازی کنه. باور کنید خیلی تماشایی می شد. آلمانی ها و هلندی ها مثل اکثر همسایه ها میانه خوبی با هم ندارند. در واقع هلندی ها از آلمانها خوششون نمی یاد (خرده حسابی های جنگ جهانی) و آلمانی ها هم از این خوششون نمی یاد که هلندی ها ازشون خوششون نمی یاد.
اخلاق فوتبالی
کلا رفتارهای آلمانها همیشه برای من جالبه. شاید چون خیلی با رفتارهایی که من از خودمون ایرانی ها می شناسم متفاوته. توی بازی های جام جهانی من همش توی کف پیش بینی های بچه های شرکت بودم.
قبل از یک هشتم نهایی:
اگه تو این مرحله ببازیم که معنیش اینه که اونقدر تیممون بده که اصلا ارزشش را نداشته که توی جام جهانی شرکت کنیم.
یک هشتم نهایی:
بازی با انگلیس همیشه ۵۰/۵۰ ست. شاید ببریم شاید هم ببازیم.
طبیعتا انتظار برد ۴ به ۱ در مقابل انگلیس را نداشتند و یک کمی از تصور هولیگان های انگلیسی بعد از بازی وحشت داشتن.
یک چهارم نهایی:
درمقابل آرژانتین اگه ببریم واقعا هنر بزرگی کردیم. اگه هم ببازیم باخت شرافتمندانه است چون آرژانتین واقعا حریف قدری هست.
وقتی که بازی را ۴ به صفر می برن طبیعتا همه توی پوست خودشون نمی گنجند. یکی از همکارا می گه:ای بابا. حالا پس فردا مارادونا دوباره رو بیاره به مواد مخدر ما می شیم مقصر.
نیمه نهایی:
چقدر باحال می شه اگه ببریم و بتونیم بازی فینال جلوی هلند بازی کنیم.
وقتی که می بازن همه طبیعتا چرتشون پاره است. از توی خیابون صدای بوق و سوت و کف میاد که هواداران اسپانیا هستتند. من تا قبل از این بازی اصلا برام روشن نبود که اینهمه اسپانیایی توی شهر کوچیک ما زندگی می کنه. به سمت مترو که می ریم که برگردیم خونه هامون یک گروه با پرچم اسپانیا رد می شن. من داشتم با خودم فکر می کردم اگه ایران بود و جلوی عراق مثلا بازی کرده بودیم و باخته بودیم و توی خیابون عراقی ها را می دیدیم چه می کردیم. داشتم فکر می کردم حتما جلوی خودمون را می گرفتیم که هو نکنیم یا زیر لبی فحش می دادیم... حالا فکر می کنید بچه های شرکت چکار می کنند: سیتا و بچه های دیگه به سمتشون نگاه می کنن و براشون کف می زنن!!!
این پست مریم هم در همین زمینه است و به نظرم خواندنی.
10:59 AM نوشا
-
4 نظر