ادب آلمانی
کت شلوار:
توی عروسی یک از دوستای سیتا نشسته ایم. هوای سالن کمی گرم شده. آقایون همه با کت و شلوار و کراوات نشسته اند. سیتا همش به میزی نگاه می کنه که عروس و داماد و پدر و مادرهاشون نشسته اند. یک دفعه می گه آخیش آخرش رونالد (داماد) کتش را درآورد و کتش را در میاره. می پرسم اینجوریه که باید صبر کنید تا داماد کتش را دربیاره؟ آدمهای سر میز تایید می کنند که کلا رسم هست که آدم اول صبر می کنه که میزبان کتش را دربیاره. آخر شب که داماد کراواتش را هم در میاره سر سه سوت همه آقایون کراواتها را باز کرده اند و نفس راحت می کشند.
رقص:
در مورد رقص هم همینطور هست. معمولا اولین رقص مجلس رقص تانگوی عروس و داماد هست. بعد داماد با مادر عروس و عروس با پدر داماد تانگو می رقصه و بعد دیگه شیر تو شیر می شه. قبلش کسی نمی رقصه.
سیتا تعریف می کنه که توی یک عروسی، عروس ظاهرا یک مشکلی داشته که نمی تونسته برقصه (یا دوست نداشته که برقصه) و در نتیجه در کل عروسی هیچ کس نرقصیده!
غذا:
در مورد غذا هم مثلا ایران اینجوری هست که هر کسی که سر سفره یا میز نشست شروع می کنه به خوردن. اینجا کلا رسم بر این هست که همه صبر می کنند تا همه سر میز بیان و همه با هم شروع می کنند و تا آخر غذا هم همه سر میز می مونن. یعنی حتی با همکارها که می ری سلف اگه ۲۰ نفر هستید و یک نفر ۲۰ دقیقه بعد از شما آمده باز هم می نشینید تا غذاش تمام بشه.
یک خاطره:
سیتا در ایران. حدود ۳۰ نفر مهمون مامان اینها. مهمانی ناهار.
سیتا براش جالب بود که هر کسی که می نشست سر سفره بشقابش را پر می کرد و شروع به خوردن می کرد. می دونید که؟ ٬بفرمایید. بفرمایید سرد می شه. بفرمایید.٬
اصل ماجرا وقتی اتفاق افتاد که زن دایی غذاش را تمام کرده بود و می خواست بشقابش را ببره بذاره توی آشپزخونه که مامانم به رسم مهمون نوازی از دستش گرفت و به چشم به هم زدنی خودش برد توی آشپزخونه که زن دایی از جاش تکون نخوره. پشت سرش برادرم و عموها هم بلند شدند بشقابهاشون را بردن و سه سوت سفره خالی شد. من یک لحظه نگاه کردم دیدم سیتا نشسته با یک تکه نان توی دستش و جلوش هم خالی. خلاصه team work افراطی باعث شد که سیتای بیچاره اون شب گرسنه بمونه.
10:48 AM نوشا
-
5 نظر