مرخصی
پنجشنبه اینجا تعطیل رسمی هست. جمعه را هم مرخصی می گیرم که با شنبه و یک شنبه بشه ۴ روز پشت سر هم بیشتر کیف بده. از مرخصی سالیانه ام ۱۰ روزش صرف سفر ایران شده. این یک روز هم روش. فکر می کنم که برای کریسمس هم باید ۴ روز مرخصی اجباری را خالی نگه دارم. شاید یک بار دیگه بخوام برم ایران. یا شاید دوباره یک سفری پیش بیاد. بعد می بینم باز هم ارزشش را داره. یعنی باید اعتراف کنم که من حساب مرخصی هایم را بیشتر از حساب بانکی ام دارم. اونقدر که مرخصی هایم را می شمارم ببینم چقدرش رفته و چقدرش مونده حساب بانکی ام را چک نمی کنم.
رئیس مرخصی را که امضا می کنه می گه باید حواست باشه مرخصی های سال ۲۰۰۹ ات را هم بگیری که نسوزن. البته الان یک کم هم دیر شده. چون معمولا مرخصی هایی که طلبکار هستی را باید در ۳ ماه اول سال بعد بگیری. من خنده ام می گیره. می گم من همه مرخصی های ۲۰۰۹ را تا قطره آخر گرفته ام. می گه نه انگاری. اینجا که نوشته هنوز ۳ روز مرخصی از سال قبل داری!
یادم می یاد که مرخصی ایرانم را که تحویل داده بودم منشی روی ته برگش نوشته بود: ٬٬اوه! ۱۳ روز مرخصی باقیمانده از ۲۰۰۹!٬٬. نه اینکه ته برگ مرخصی کاربنی بود، من فکر کرده بودم که اونو برای کس دیگه ای نوشته بوده و به کاغذ من هم پس داده بوده. رئیس با منشی چک می کنه و اونم می گه بله. ۱۰ روز ایرانش را از اون ۱۳ روز کم کردم. الان هنوز ۳ روز مرخصی از سال ۲۰۰۹ داره. فکر می کنم شاید مرخصی های ۲۰۰۸ را که نگرفته بودم برای ۲۰۰۹ حساب کرده. اما باز هم یک جورایی با حساب کتابهای من جور در نمی یاد. اما اصلا جرات نمی کنم پی گیری می کنم، نکنه معلوم بشه که اشتباه کرده. به قول آلمانها سگ خفته را نباید بیدار کرد.
فکر می کنم الان نیمه ماه پنجم ۲۰۱۰ هستیم و من هنوز مرخصی های ۲۰۰۹ هم را هم تمام نکرده ام؟! این یعنی مستی!
به اولین چیزی که فکر می کنم اینکه چقدر جــــِـززز دوستای آمریکایی که کلا ۱۰ روز در سال مرخصی دارن در میاد وقتی که این نوشته را بخونن. اینه که حتی اگر همین ۵ دقیقه دیگه منشی بیاد و بگه که اشتباه کرده بوده با کمال پــَستی این پست را تقدیم می کنم به دوستان مقیم آمریکا.
3:32 PM نوشا
-
14 نظر