آیت الله العظمی
صبح یکشنبه چشمم را باز کردم از خواب و قبل از دست و رو شستن و هر کار دیگه ای کامپیوترم را باز کردم چون منتظر یک ایمیل بودم. بعدش هم طبق عادت بی بی سی فارسی را باز کردم و از دیدن تیتر اول فوت آیت الله منتظری یک جورایی شوکه شدم.
تازه بعد از انتخابات بود که فهمیده بودم اصولا آیت الله العظمی با آیت الله معمولی فرق می کنه و اینکه در ایران کلا ۶ نفر آیت الله العظمی وجود داشت که الان شده اند ۵ تا... یاد بچگی هام می افتادم همیشه از آقای منتظری. صبح های جمعه خونه مامان بزرگ تلویزیون پیش از ظهر (یا شاید هم بعد از ظهر) سخنرانی آقای منتظری را نشون می داد و ما هم در حال بازی و شیطنت یک چیزهایی به گوشمون می خورد... من همیشه لهجه نجف آبادی را به همین خاطر دوست داشتم چون یک بخشی از بچگی های من بود شاید. بعدها وقتی دیگه آیت الله منتظری قائم مقام رهبری نبود دیگه کسی هم خونه مادربزرگه اون ساعت پای سخنرانی ای نمی نشست.
رسانه های آلمان اخبار فوت و خاکسپاری را خیلی مفصل پوشش دادند. ٬دی ولت٬ تیتر زده بودند ضایعه بزرگ برای جنبش سبز ایران و ٬اشپیگل آنلاین٬ تیتر زده بود بزرگترین منتقد جمهوری اسلامی از دنیا رفت. روز خاکسپاری در تقریبا همه وبسایتهای خبری آلمان عکسهای تشییع جنازه به قول آنها صدها هزار نفری آیت الله منتظری بود. اخبار تلویزیون هم تقریبا مشروح گزارشات تظاهرات ها و خاکسپاری و زندگینامه آیت الله العظمی بود.
فکر می کنم چه خوب که این روزهای بعد از انتخابات باعث شد که آدم یک بار دیگه این آدم بزرگ را بشناسه.
شب یلدا
شب یلدا را هم امسال پیشواز رفتم و به جای دوشنبه یکشنبه گرفتم. از خیل کسانی که دلم می خواست پیشم باشند فقط دو نفر آمدند و بقیه پشت برف و سرماخوردگی و هوای خیلی سرد و مهمونیهای دیگه موندند. اما آمدن همون دو نفر هم غنیمت بود. البته یک جورایی تمام شب به بحث اوضاع ایران و آیت الله منتظری طی شد. آخر شب برادر بزرگه برام اس ام اس زده بود که: تو خوشگل ترین، خوشتیپ ترین، با کلاس ترین و باحال ترین آدم روی زمینی. (اینم هندونه شب یلدا بذار زیر بغلت) یلدات مبارک، خوش باشی. خلاصه از این پیامک اصفهانی هم کلی خنده فرمودیم و شب یلدامون مفرح شد.
هوای سرد یا خیلی سرد
اینجا یکی دو هفته پیش که هوا ۴ و۵ درجه شده بود بیرون که می رفتی هوا کمی سرد بود و آدم فکر می کرد وای کم کم داره سرد می شه ها. بعدش یک دفعه هوا برفی و کولاکی شد و رسید به منفی ۱۸... دیروز که می آمدم بیرون فکر کردم هوا گرمه ها!!!همش منفی ۲... یعنی آدمیزاد همیشه بهتره که به مرگ گرفته بشه که به تب راضی بشه. وقتی همون اول کار بشه منفی ۱۸ و بعدش بشه منفی ۲ آدم می گه هوا گرم و خوبه ها!
آخر سال
امروز آخرین روز کاریه. فردا شب کریسمس آلمانی شروع می شه و بعدش دو روز تعطیلات کریسمسه. ۵ روز این وسط باقی می مونه تا تحویل سال نو که ۱ ژانویه هست که این ۵ روز را باید مرخصی بگیریم چون شرکت تعطیله و خلاصه چند روزی در تعطیلات هستیم. اینجا کریسمس را بیشتر با خانواده جشن می گیرند و سال تحویل را با دوستانشون. اگر فرصت شد بیشتر در مورد جشن می نویسم.
پی نوشت:
به دلایل کاملا اصفهانی (پولی شدن سیستم قبلی) سیستم کامنت ها از هالوسکن به بلاگر منتقل شد و هنوز کامنت های قبلی را منتقل نکرده ام. به همین دلیل کامنت های قبلی تا اطلاع ثانوی قابل مشاهده نیستند.
1:27 PM نوشا
-
4 نظر