کلافگی
خسته ام... از فرانکفورت میام. از سفر یک روزه برای گرفتن یک گواهی از سفارت.
سفارت ایران در فرانکفورت
سفارت ایران در فرانکفورت هیچ شباهتی با سفارتهایی که تا به حال دیده ام نداره.
بی نهایت شیک. یک ساختمان تماما شیشه ای مدرن. وارد ساختمان که می شی فقط یک راهروی کوچک را طی می کنی تا به سالن انتظار برسی. قبل از سالن انتظار هم هیچ ماموری نیست. هیچ نوع بازرسی ای وجود نداره. وارد سالن می شی. دستگاه نمره انداز را می بینی و یک نمره می کشی. به سمت چپت که نگاه می کنی می بینی توی همون سالن هم کارمندان سفارت پشت گیشه های تماما شیشه ای نشسته اند و کار ملت را راه می اندازند.
شلوغ پلوغ هم نیست اونقدرها. ۵-۶ نفر قبل از من هستند که آنها در گیشه های دیگه مشغول هستند. سر ۱۵ دقیقه کارم انجام می شه.
حتی روسری هم سرم نیست با اینکه سفارت ایران خاک ایران حساب میاد اما کسی کاری به این کارها نداره!
یک جورایی کف کرده ام. مخصوصا اگه دو ماه قبلش رفته باشی سفارت آمریکا که حتی موبایلت را اجازه نداری با خودت داخل ببری و هیچ نوع کیف و هیچ نوع وسیله الکترونیکی و کلی بازرسی بدنی و ... یا وقتی یاد سفارت آلمان در تهران می افتی با اونهمه جمعیت و آدمهای بد رفتار و اونهمه دردسر یک جورایی کلی با خودت کف می کنی. با خودم فکر می کنم کاش داخل کشور هم همین وضعیت بود.
قرارداد کار
فردا باید بروم اداره اتباع خارجی. باید قرارداد کارم و یک رونوشت از آگهی استخدام را ببرم تحویل بدهم. آگهی استخدام باید ۴ هفته در اداره کار نصب بشه و هیچ آلمانی یی پیدا نشه که مناسب این کار باشه. خوبی کار من اینه که چون در این زمینه ها واقعا کمبود نیرو هست اگر هم کسی پیدا بشه که همه این مشخصات رو داشته باشه شرکت اونو هم استخدام می کنه.
امنیت
۴ هفته دیگه باید برم اداره اتباع خارجی برای دومین بار سوال و جواب امنیتی¹. نتیجه این سوال و جواب می ره در ۳ اداره امنیتی آلمان و حدود ۴ هفته طول می کشه تا جواب بیاد که آیا من آدم خطرناکی هستم یا نه و تازه اونموقع ویزای من می تونه تمدید بشه. در حال حاضر با یک ویزای ۳ ماهه موقتی باید سر کنم.
گواهینامه
هفته دیگه باید برم دوره کمکهای اولیه ببینم که با گواهی شرکت در دوره کمکهای اولیه و ترجمه گواهینامه ایرانی ام اجازه پیدا کنم که دوباره امتحان رانندگی بدم و گواهینامه رانندگی آلمانی بگیرم چون با گواهینامه ایرانی (و البته خیلی گواهینامه های دیگه) فقط در حالتی که توریست باشی می تونی رانندگی کنی و نه در حالتی که مقیم این کشور باشی.
ایرانی
می خوام براتون بگم که ایرانی بودن یک جورایی یک شغل تمام وقته. چون فقط به خاطر ایرانی بودنت کلی باید وقت بگذاری تا خیلی چیزها را اثبات کنی یا به دست بیاری که در حالت عادی از بدیهیات هستند.
دقیقا در چنین اوقاتی از خودت می پرسی چرا؟ چرا اینجا موندی؟
بعدش مثل اسکارلت اوهارا به خودت می گی حالا خیلی خسته ام. نمی تونم بهش فکر کنم. فردا بهش فکر می کنم...
پس نوشت:
امروز در اداره اتباع خارجه متوجه شدم که سوال و جواب امنیتی دیگه به شکل مصاحبه نیست و اونها فقط خودشون از اداره جات پرسش می کنند که در یک سال گذشته اسم من به گوششون خورده یا نه... این استعلام امنیتی هم فقط برای ایرانیها نیست برای کشورهایی هست که کلا ناآرام هستند و در مظن اتهام به خرابکاری هستند و خوب ما هم این مظن اتهام بودن را مدیون سیاستهای حکومت نازنین خودمون هستیم البته...
۱- Sicherheitsüberprüfung
10:37 PM نوشا
-
0 نظر