5/15/2009

دوراندیشی

مدتیه که به این فکر می کنم که چه چیزهایی هستند که توی فرهنگ مردم ایران می شه عوض کرد که در واقع چیزهای کوچکی هستند ولی توی سطح زندگی تاثیر خیلی بزرگی دارن. دارم سعی می کنم به این تفکرات قالب بدم. طبیعتا بیشتر این تفکرات نتیجه مقایسه فرهنگ یا عادتهای ایرانی هست با فرهنگ و عادات آلمانی... یعنی دو تا فرهنگی که بیشتر از همه باهاشون از نزدیک در تماس بوده ام.


یکی از تفاوتهای بزرگ فرهنگی ایران و آلمان در مقابله با حوادث و اتفاقات هست.
خلقیات یک آلمانی اینجوری هست که همیشه سعی می کنه احتمال خطای هر موقعیتی را به حداقل برسونه.
یک نمونه اش بیمه هست. شما شاید توی هیچ جامعه دیگه ای نبینید که جوان ۲۵-۲۶ ساله نگران این باشه که حقوق بازنشستگی اش چقدره واینکه چه بیمه ای داشته باشه که این حقوق را بیشتر کنه. یا ۱۰۰۰ مدل بیمه ای که توی آلمان وجود داره و هر آلمانی ای دست کم ۱۰-۲۰ بیمه مختلف داره. بیمه بازنشستگی، بیمه درمان، بیمه بیکاری، بیمه عمر، بیمه خسارت، بیمه از کار افتادگی، بیمه آنش سوزی و...

یادم میاد به چند سال پیش توی ایران که پدر یکی از همکارهام تصادف کرد و نخاعش آسیب دید. یادمه که پدرش زمین گیر شد و مدت زیادی دوران خیلی سختی برای خانوادشون بود. یادم میاد که تعریف می کرد که مامانش که یک زن معمولی خانه داره بر حسب تصادف دوستی داشته که بهش پیشنهاد داده بود که از خرجی ماهانه خانه مقداریش را بده بیمه بازنشستگی. می گفت اگر این بیمه نبود و من هم سر کار نبودم،پدر من هم که بیمه نیست و الان خانواده ما کامل زیر صفر بود.

فکر می کنید این کار نشدنی ای هست که به زنان خانه دار یاد بدیم که برای خودشون بیمه بازنشستگی رد کنند؟‌ بحثم الان زنانی نیست که ۱۲ تا بچه دارند و شوهرشون توی زندانه و ۱۰۰۰ تا بدبختی دارند... منظورم زنان معمولی خانه دار هست که شوهرشون کار آزاد داره و در آمد متعادلی داره. زنانی که به طور معمول از شوهرشون خرجی می گیرند و با این خرجی ۱۰۰۰ تا چیز چرند می خرند. النگو و مخده و روبالشی و ...

یا ایده جالتر اینکه به جای اینکه اینهمه ماهانه صدقه و خیرات بدیم بیاییم و برای یکی دو نفر بیمه بازنشستگی رد کنیم که حداقل از یک سنی به بعد محتاج این و اون نباشند. یعنی این که ماهانه ۵۰-۶۰ هزار تومان بدی برای کسی نون و گوشت بخری هم کار خوبیه اما خوب بیمه یک کار اصولی تری هست.

نظر شماها چیه؟‌

9:29 AM نوشا   -   0 نظر

 






نینوچکا صبورترین دوست من در تمام روزهای خوش خلقی و بد خلقی است. امان از وقتیکه او هم حالش گرفته باشه...

آدرس
خانه
تماس
فید خوان


این ها سایتهایی هستند که معمولا مرتب بهشون سر می زنم... بعضی هاشون را واقعا دوست دارم و هر بار روحم تازه می شه از خوندن نوشته های جدیدشون... بعضی ها هم کلا طاقت فرساست خوندن نوشته هاشون اما باید!!.


گلمریم
Only Some Words
آشپزخانه کوچک من
وقتی همه خواب‌ند
پیاده رو
شادی
صاب مرده
سر هرمس
یک سرخپوست خوب
گفت و چای
انجمن دفاع از حقوق کودکان
گوشه
آهو نمی شوی...
آوای زندگی
اسپریچو نوشت
بانوی گیلک
باید بنویسم
برای تو - جیران
بلوط
حقوقدان پاریسی
خیاط باشی
در قند قزل آلا
روزنگار خانم شین
زن روزهای ابری
زن زمینی
زنانه‌ها
زن‌نوشت
سه روز پیش - مرضیه رسولی
فسیل متفکر
لنگ‌دراز
لی‌لی
ماه هفت شب - بهاره رهنما
میچکا کلی
بی بی مهرو - افغان
بدون مرز
بن بست خاك و آرزو



آرشیو
January 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 2011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
May 2012
June 2012
July 2012
September 2012
October 2012
November 2012
December 2012
January 2013
March 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
December 2013
January 2014
February 2014
April 2014
June 2014
July 2014
August 2014
October 2014
January 2015
March 2015
April 2015