روزنامه خوانیهای سیتا
سیتا نشسته به روزنامه خواندن... ٬تسایت٬ یکی از بهترین هفته نامه های آلمانی زبان هست.
بلند می گه اینجا یک مقاله هست در مورد آقای چاتمی. اصلاحش می کنم و با تشدید روی ٬خ٬ می گم خـاتمی. نگاه می کنم روی صفحه ای که می خونه. یک عکس بزرگ از آقای خـاتمی هست با تیتر بزرگ ٬مرد خوب تهران٬.
چند وقت پیش ... یک مقاله دیگر...
روشو به من می کنه و می پرسه تو حجـاریان را می شناسی ؟ می گم آره... توضیح می دم که چند سال پیش تـرور شد و مدتی در کما بود اما به طرز عجیبی جان بدر برد. سیتا می گه آره اینجا هم نوشته... اما در عین حال هم نوشته که پایه گذار سـازمان اطـلاعات ایران بعد از انقـلاب بوده. می گم آره خوب ولی در ایران امروز هم در واقع فقط کسانی اجازه فعالیت دارند که از اول با رژیـم بوده اند و یک جوری به قول خودمان سـابقه انقـلابی دارند …
مدتی می گذره و سیتا دوباره می پرسه تو فیلم مارمولک را دیدی؟ ( سعی می کنه مارمولک را که با حروف لاتین نوشته شده تلفظ کنه ) با خنده می گم آره... سرم را می برم روی روزنامه و عکس کمال تبریزی را که می بینم می فهمم که مصاحبه ای هم با کمال تبریزی هست... نصف صفحه یک عکس خیلی بزرگ از آیـت الـلـه خـمینی هست و تیتر مقاله هم نوه ناخلف هست... با خودم فکر می کنم که دوباره چه موضوعی پیش اومده در مورد نوه آقا؟ از سیتا می پرسم اینها چه ربطی داره به نوه خـمینی؟ سیتا خنده اش می گیره و می گه نه... نوه اینجا به معنی نسل بعدی انقلاب هست. مقاله در موردکسانی هست که در زمان انـقلاب نقش مثبتی داشتند و بعدها به منتقدان نظام تبدیل شدند. از جمله حجـاریان، معصـومه ابتـکار که در زمان گروگـانگیری آمـریکایی ها به عنوان مصـاحبه گر با اونها در تماس بوده یا کمال تبریزی و... از سیتا خواهش می کنم که بعد از خواندن مقاله را به من بده تا نگاهی بهش بیندازم.
به نظر من خیلی واقع بینانه نوشته شده و دید نسبتا خوبی به کسی می ده که این دوران را از نزدیک تجربه نکرده. روزشمار انقلاب هم ضمیمه مقاله است که به نظر من اونهم خیلی مختصر مفید و خوب نوشته شده...
5:53 PM نوشا
-
0 نظر