این آقای عراقی ما بعضی وقتها سوالهای جالبی می کنه که همیشه هم جواب دادن بهش ساده نیست. یک بار می پرسید راسته که ایرانیا به هر کی می خوان فحش بدن بهش می گن عرب؟ می گم نه به این صورت... بیشتر اینجوریه که وقتی با کسی حرف می زنی و طرف نمی فهمه بهش می گی مگه تو ترکی یا مگه من ترکی (عربی) حرف می زنم... یک کم بعد یادم می افته که بعضی وقتها هم می گیم طرف از بیخ عربه... اما از خیرش می گذرم که براش توضیح بدم.
یکی دو روز بعد توی سلف می بینم که ایستاده توی صف غذای گیاهخواری... من می دونم که گیاهخوار نیست و فقط برای اینکه حال توضیح دادن به ملت را نداره که به چه دلیل گوشت خوک نمی خوره خودش را گیاهخوار جا می زنه. از شانسش اونروز توی منوی گیاهخواری یک غذای با سویا بود. بنده خدا به عمرش سویا ندیده بود تا حالا. سویاهای اینجا هم البته کاملا شکل گوشت هستند. چهار گوش و دقیقا مثل گوشت خورشتی. حالا این بنده خدا مونده بود که این چیه دیگه. یک چند بار از خانم مسوول توزیع غذا پرسید این گوشته؟ خانمه گفت نه این توفو (سویا) هست. دوباره باورش نشد... دوباره پرسید و خانمه دوباره توضیح داد که نه مطمئن باشید. این گوشت نیست. کاملا گیاهیه. غذام را که گرفتم رفتم طرفش و گفتم مشکلی نداره. این سویا هست. خیالت راحت باشه. می گفت آخه دقیقا عین گوشت می مونه. شما توی ایران هم اینو دارید؟ گفتم آره... مخصوصا برای خیلی از خونواده ها که بچه زیاد دارن و خیلی استطاعت مالی ندارند که اونهمه پول گوشت بدن یک راه نجاته و می تونن حداقل یک بخشی از گوشت را با سویا جایگزین کنند.
نگاه می کنه می گه ما وقتی پول نداریم بادمجون می خوریم چون اونم عین گوشته!! من خنده ام می گیره از این مقایسه اش ... نا خودآگاه میاد نوک زبونم که بگم ای عرب! یا تو دیگه چقدر عرب هستی بابا... سویا چه ربطی به بادمجون داره...