ته دیگ
استاد پروژه ام یک پروفسور ایتالیایی است... رفته بودم پیشش در مورد ادامه پروژه صحبت کنیم... موقع خداحافظی به رسم اینجایی ها براش آخر هفته خوبی را آرزو کردم... صورتش از هم باز شد از فکر آخر هفته. توضیح داد که همون شب مهمون داره و می خواد براشون غذای آلمانی مورد علاقه اش را درست کنه و کلی توضیح داد که روش مخصوص خودش برای پختن این غذا چی هست... من که همینجور توی کف بودم که چقدر این بشر با حاله و با وجود اینکه ازدواج کرده و خانمش هم خوب آشپزی می کنه اما خودش هم اینقدر با علاقه و با انگیزه غذا می پزه...
یهو یادش اومد که من ایرانی هستم... گفت که خیلی وقته که دلش می خواسته از یک ایرانی بپرسه که موقع پختن برنج آدم باید چکار کنه که آخرش یک ته دیگ خوشمزه داشته باشه... می گفت که آخرین بار یک ایرانی براش برنج پخته و اون عاشق ته دیگش شده.
برای یک بار هم که شده نفس راحتی می کشی از اینکه کسی بعد از اینکه یادش میاد که تو ایرانی هستی نظرت رو در مورد برنامه اتمی و احمدی نژاد نمی پرسه... با خودم فکر می کنم باید بیشتر غذای ایرانی به خورد ملت دنیا داد :D
1:58 PM نوشا
-
0 نظر