پراکنده ها
دیروز فکر می کردم حتما از عصبانیت تلف می شم... اما هنوز زنده ام و حتی کمتر عصبانی!علتش هم اینکه موقع تمدید ویزا بهم گفته شده که باید یک استعلام امنیتی بشه(Sicherheitsüberprüfung) که چه می دونم جزو گروه تروریستی چیزی نباشی و این استعلام حدود ۴ هفته طول می کشه که در نتیجه توی این ۴ هفته چون معلوم نیست که من آدم خطرناکی هستم یا نه یک برگه موقت برای من صادر می شه که تقریبا شبیه ویزاست (Fiktionsbescheinigung)با این تفاوت که اجازه مسافرت به کشورهای شنگن را نداری... یعنی فقط اجازه داری به کشور خودت بری و مستقیم به آلمان برگردی. همه اینها به یک طرف ... چیزی که منو عصبانی کرده اینه که خوندم که این قانون فقط برای مسلمانهاست. اینهم لینکش و در واقع بخشی از قوانین جدید مبارزه با تروریسم
چیزی که عصبانی کننده است اینکه چرا همه چیز اینقدر داره پیچیده می شه و چرا خرابکاریهای یکی دو گروه کوچک مثل طالبان یا القاعده که در عمل هیچ کس آدم حسابشون نمی کنه می تونه تا این حد زندگی یک میلیارد آدم رو تحت تاثیر قرار بده؟ بدترین قسمتش اینکه آدم واقعا نمی دونه از دست کی باید عصبانی باشه؟ از دست طالبان؟ از دست احمدی نژاد؟ از دست روند جهانی خشونت؟ ...
حالا علت اینکه امروز کمتر عصبانیم اینکه مدتیه به نتیجه قطعی رسیدم که حرص خوردن نشونه ضعفه... چیزی که اونقدر بده که بتونه آدم رو عصبانی کنه حتما ارزش اون رو داره که آدم بر علیه اش کاری انجام بده... ایههم... حالا توی فکرم که بهترین کاری که می شه انجام داد چی بیده :D راستش دارم به نوشتن یک مقاله فکر می کنم.
12:40 PM نوشا
-
0 نظر